برچسب:
نویسنده: نگار حیدری
برچسب:
نویسنده: نگار حیدری
برچسب: پاييزان,
نویسنده: نگار حیدری
شعر کوتاه سهراب سپهریهر که با مرغ هوا دوست شود
خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود
اشعار سهراب سپهری
زندگی رسم خوشایندی است
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
پرشی دارد اندازه عشق
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یادمن و تو برود
اشعار سهراب سپهری
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر ، سحر نزدیک است:
هر دم این بانگ برآرم از دل:
وای، این شب چقدر تاریک است!
خنده ای کو که به دل انگیزم؟
قطره ای کو که
برچسب:
نویسنده: نگار حیدری
چشم من چشم تو را ديد،ولي ديده نشد
من همانم كه پسنديد و پسنديده نشد
اسمش را خودکشی نگذار ،حتی نهنگی مثل منکه عمق اقیانوس را دیده
دلش برای سواحل تو تنگ میشود
جز روزگار من
همه چیز را سفید کرده برف.
از تودر دلم بهارها مانده است و بر سرم زمستان ها!
دوباره سیب بچین حوا
من خسته ام
بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 10:14  توسط حسین
برچسب:
نویسنده: نگار حیدری
رود راهي شد به دريا ،كوه با اندوه گفت
مي روي اما بدان دريا ز من پايين تر است
از بهار تقويم مي ماند
از من
استخوانهايي كه تو را دوست داشتند.
جا براي من گنجشك زياد است
ولي
به درختان خيابان تو
عادت دارم
باید که ز داغم خبری داشته باشدهر مرد که با خود جگری داشته باشدحالم چو دلیریست که از بخت بد خویش در لشکر دشمن پسری داشته باشد !...سخت است پیمبر شده باشی و ببینیفرزند تو دین دگری داشته باشد !
برچسب:
نویسنده: نگار حیدری